سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
rm
rm


 


 


 


سلام... سلام...به همه بازدید کنندگان عزیز مخصوصا هم لینکی های گلم...خدانگهدارازامروز دیگه اومد به نت دلم واسه شما و وبم خیلی تنگ شده بود.مؤدباما یه اپ می خوام بکنم در مورد ارزش زمان..............ارزش زمان                                                                                                                                                                                            1/اگر می خواهید ارزش یک سال را درک کنید از دانش اموزی بپرسید که مردود شده است گیج شدم                                          


    2/اگر می خواهید ارزش یک ماه را درک کنید از مادری بپرسید که فرزندش زودتر از موعد مققر به دنیا امدهبووووس


    3/اگر می خواهید ارزش یک ساعت را درک کنید از زوجی بپرسید که تازه نامزد کرده انددوست داشتن


    4/اگر می خواهید ارزش یک دقیقه را درک کنید از کسی بپرسید که از قطارش جا مانده استشرمنده


    5/اگر می خواهید ارزش یک صدم دقیقه را درک کنید از کسی بپرسید که در اثر تصادف رانندگی قطع نخاع شده استقابل بخشش نیست


    6/اگر می خواهید ارزش یک هزارم دقیقه را درک کنیداز کسی بپرسید که در مسابقات المپیک مدال نقره را به دست اورده استگریه‌آور


    7/همیشه بدانید که هر لحظه برای خود گنج با ارزشی است.این گنج با ارزش را با هرکسی که بخواهید می توانید تقسیم کنیدولی البته چون گنج است حتما با کسی تقسیم کنید که ارزش ان را داشته باشدگل تقدیم شما


    8/همیشه این را بدانید که زمان منتظر شما نمی ماند.دیروز به تاریخ پیوسته است.فردا در هاله ای از راز است و امروز یک هدیه است.یعنی چی؟


    9/زمان طلاست انرا صرف تفکر وکارکنید زیرا تفکر منبع قدرت و کاربهای موفقیت است...آفرینآفرینآفرین


 


نوشته شده در شنبه 18/4/90ساعت 2:29 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           ...........................................................................................................................................................................سلام ............................................................................................................................................................................عید ...............................................................................................................................................................................همه ................................................................................................................................................................................مبارک ...................................................................................................................................................................................باشد ....................................................................................................................................................................................مخصوصا سلام عید همه  بازدید کنندگان مخصوصا هم لینکیام مبارک باشهگل تقدیم شما من چند روزی مسافرت بودم تازه رسیدم مؤدبخواستم خبر بدم که من دیگه به نت نمی ام وااااایگریه‌آورالبته تا تاریخ90/4/11چشمکچون قرار من امسال کنکور بدم مدرک داشتندیگه این سه ماه و می خوام خوب درس بخونم خوابم گرفتبه هر حال خداحافظ تا 11 تیر بای بایخدانگهدار......................................................................................................خدانگهدار


نوشته شده در سه شنبه 9/1/90ساعت 4:55 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

2543baf5a ?? موضوعی که نوجوانان آرزو دارند پدرشان در مورد آنها بداند


. پدرها با حیرت و گاهی سردرگمی شاهد تغییر و تحولات فرزندانشان هستند…وااااای


 


اخیراً این فرصت برایم پیش آمد که با چند نفر از نوجوانانی که می شناختم ملاقات کنم و از آنها پرسیدم که دوست داشتند پدرانشان درمورد آنها چه بدانند: مشکلات آنها، احساساتشان، زندگیشان. نتیجه پاسخ های آنها را در این ?? مورد گرد آوردم.نکته بین


?) “من دیگه بچه نیستم”.عصبانی شدم! نوجوان ها بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارند به آنها بعنوان یک فرد بزرگسال احترام بگذارند. اینکه دیگران همچنان مثل قبل با آنها مثل یک بچه رفتار کنند برایشان عذاب آور است. اما پدرها می فهمند که نوجوانان مراحل مختلف بلوغ را پشت سر می گذارند و خیلی مهم است که واکنش خودتان را با مرحله بلوغ فرزندتان هماهنگ کنید. در اوایل نوجوانی باید از وضعیت آنها آگاه باشید و کمی بیشتر از یک بچه با او رفتار کنید.قابل بخشش نیست


?) “من طوری رفتار می کنم که آماده ام یک بزرگسال باشم اما از وارد شدن به این مرحله از زندگی وحشت دارم.گیج شدم” اینکه فرزند نوجوانتان آماده باشد که مثل یک بزرگسال با او رفتار شود یا نه، بسیار نگران مسئولیت ناشی از آن خواهد بود. باید بفهمید که با تمام تظاهری که به قوی بودن می کند، فرزند نوجوانتان از دنیای ناشناخته ای که پیش رویش است می ترسد. پدرهایی که می توانند کمی احترام را با کمی حساسیت برای این موقعیت ادغام کنند می توانند تکیه گاه خوبی برای نوجوانشان باشند.تبسم


?) “دوستانم برایم اهمیت بیشتری پیدا کرده اند.بووووس” بخشی از این روند تغییر این است که در آن نوجوان از وابستگی به والدین به سمت استقلال پیش می رود. این فرآیندی است که ما بعنوان پدر بسیار نسبت به آن هیجان زده می شویم. از این گذشته، آرزوی قلبی والدین این است که فرزندانشان افرادی مستقل و مسئولیت پذیر شوند. بخشی از این فرایند شامل جدا شدن تدریجی از والدین و دیگران حتی دوستان می شود. این کاملاً طبیعی، قابل انتظار و مناسب است. پس اگر دیدید که نوجوانان به جای خانه ماندن و با خانواده بودن با دوستانش وقت می گذراند زیاد ناراحت نشوید.آفرین


?) “الان خیلی چیزها که قبلاً برایم سوال نبود، سوال شده استمدرک داشتن.” بخش عمده ای از فرایند بلوغ این است که یاد بگیرید به فکر خودتان باشید. نوجوانانی که بچه های مطیع و فرمانبرداری بودند الان سوال می کنند که چرا باید کارهایی که با آنها می گویید انجام دهند. آنها قضاوت شما را هم زیر سوال می برند. آنها باورها و ارزش های پایه ای خانواده تان را زیر سوال می برند. این فرایند پرسش کاملاً طبیعی و سالم است. والدین باید سعی کنند به آنها برای پیدا کردن پاسخ این سوالات کمک کنندنکته بین


?) “اتفاقات خاصی برای هورمون هایم می افتد که نمی توانم برایتان توضیح دهمشوخی”. پسرها وقتی نوجوان می شوند، خیلی زود رنج و تندخو شده و سریع صدایشان را بالا می برند مخصوصاً وقتی تحت استرس زیادی باشند. کنار دوستان از جنس مخالفشان احساس ناراحتی به آنها دست می دهد حتی اگر سالها با هم دوست بوده باشند. دوست دارند پوسترهایی روی دیوار اتاقشان بزنند که شما دوست ندارید. اما در اکثر این موارد خودشان هم علت احساسشان را نمی دانند. باید بفهمید که هورمون ها ممکن است علت ایجاد برخی از این رفتارها باشند. والدین باید به آنها یاد بدهند که بااینکه سخت است اما می توانند هورمون هایشان را کنترل کنند.دهنم آب افتاد


?) “من از آن نگاه متنفرم”. این نگاه همان نگاه معروف مادر و پدرهاستعصبانی شدم!. یک چشم غره که باعث می شود نوجوان فکر کند که به مشکل افتاده است. والدین باید با باز نگه داشتن دریچه ارتباط بین خودشان و فرزندان نوجوانشان این چشم غره را کمتر کنند باید راه های دیگری پیدا کنند که به آنها نشان دهند که از دستشان ناراحت شده اندمشکوکم


?) “گاهی وقت ها دوست دارم فقط تنها باشم”اصلا!. نوجوانان دوست دارند وقتی به خود و دنیای خودشان فکر می کنند تنها باشند. بااینکه با دوستانشان خیلی حرف می زنند اما وقتی به خانه می آیند معمولاً به اتاقشان رفته و در را می بندند. این کاملاً طبیعی است و هیچ زنگ خطری به شمار نمی رود. اما اگر این رفتار افراطی شد آنوقت باید کمی نگران شوید.دعوا


?) “گاهی وقت ها دلم می خواهد به حرفهایم گوش کنید”. پدرها بیشتر وقت هایی که می خواهند مشکلی را حل کنند سریع شروع به نصیحت کردن میکنند. باید جلوی این کار را بگیرید و سعی کنید فقط به حرفهای فرزندتان گوش کنید. خیلی وقت ها گفتگی بین والدین و نوجوان فرصتی است برای نوجوان تا خودشان بتوانند مشکلشان را حل کنند. باید این فرصت را به آنها بدهید تا بتوانند خودشان با مشکلات زندگی روبه رو شوند.


?) “دوست دارم در کارهایتان ثبات قدم داشته باشیدمؤدب. بااینکه نوجوانها معمولاً دربرابر اعمال قدرت والدین طغیان می کنند اما از آنها انتظار دارند که قوانینی برای خود داشته باشند و همیشه براساس یکسری قوانین یکسان با آنها رفتار کنند. والدین نباید بطور مداوم قوانین خود را تغییر دهند. یک قانون داشته باشند و به آن متعهد باشند. این ثبات قدم باعث می شود نوجوانان چیزی برای تکیه کردن به آن داشته باشند


??) “روی حرفتان بایستیدشرمنده”. نوجوانان از اینکه والدینشان یک روز یک چیزی بگویند و فردایش جور دیگری عمل کنند عصبانی می شوند. والدین باید روی تعهدات خود بمانند. هیچ چیزی بدتر از شکستن قولتان نیست ای پدر و مادرها. اگر درمورد تماشای تلویزیون یا بازی های ویدئویی یک قانون خاص دارید، خود شما هم باید با همان قانون زندگی کنید. اگر به تعهدات خود وفادار بمانید فرزندتان هم احترام بیشتری برای شما قائل خواهد شد.بووووس


? نتیجه گیری


هیچ چیز در زندگی خسته کننده تر از زندگی با یک نوجوان نیست. نوجوانان در این دوران با احساسات و مشکلات تازه ای روبه رو می شوند و از آن وابستگی که به والدینشان داشته جدا شده و کم کم افرادی مستقل می شوند. اگر پدرها بتوانند چند نکته ساده را در رفتارهایشان با آنها رعایت کنند، می توانند کمک بسیار خوبی به فرزند نوجوانشان نموده و به آنها برای انتقال از دوران بچگی کمک کنند.............................


اینم چند نکته تذکر به پدر و مادرهامدرک داشتن............................من چند هفته ای شاید نباشم چون از پس فردا داریم میریم مسافرت  برای همین امروز اپ کردم راستی پیشاپیش عیدتون هم مبارک مواظب خودتون باشید با ارزوی موفقیت برا همتونگل تقدیم شما ..................قول میدم اگه تونستم یا وقت کردم حتما به همه هم لینکیام سر بزنم دروغبای بای تا اپ بعدیخدانگهداردوستتون دارم


نوشته شده در جمعه 27/12/89ساعت 4:13 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |










 








چهارشنبه سوری        

چهارشنبه سوری جشن چهارشنبه سوری به همراه دیگر آیین آن با گوناگونی و زیبایی بسیار و آواز و ترانه های شادی بخش و بزم و پایکوبی در همه سرزمین ایران بزرگ از چند هزار کیلومتری کردستان تا چین برگزار می شود. گستره برگزاری این جشن، نشان از شکوه و پایندگی فرهنگ کهن این بوم دارد.

« واژه جشن از کلمه « یسنه» آمده که ریشه اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است . بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است . هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان ، ستایش پرودگار ، گردهمایی مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است».

 سور  (sur ) واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، جشن عروسی آمده است. و " سوری" نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ ، شادی  و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است. پس چها رشنبه سوری را می توان  یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می کردند. همانطور که پیش تر گفته شد هر چیز خوبی  به خدا نسبت داده می شود و دراین میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند ، نشانی از حضور خداوند است.  اگر بخواهیم برای این نوع ستایش مثالی ذکر کنیم می توان به ستایش کعبه که قبله مسلمانان است اشاره کرد. آیا مسلمانان در کعبه به ستایش سنگ می پردازند یا به ستایش خداوند؟. بدون شک کعبه مکانی روحانی است که انسان را به یاد خدا می اندازد و انسانی که به سوی آن سجده می کند، نه برای سنگ که برای بزرگی خداوند به خاک افتاده است . توجه به آتش و احترام به آن نیز برای انسان ایران باستان  چنین بوده است و هم اکنون نیز در بسیاری از ادیان ، روشن کردن آتش پیش از نیایش مرسوم است که می توان برای مثال به « روشن کردن شمع» در مکان های مقدس  اشاره کرد. پس جشن سوری یا چهارشنبه سوری مراسمی است که مردم در کنار آتش به شادی می پردازند و این شادی نوعی ستایش و سپاس از خداوند است که با پایان دادن به زمستان و تولد بهار و سبزی به آنها زندگی تازه می بخشد.      



 

ریشه واژه:
چهار شنبه سوری از دو واژه "چهارشنبه" پایان سال و واژه "سوری" که همان "سوریک" پهلوی و به چم معنی سرخ است ساخته شده است و روی هم رفته به چم چهارشنبه‌ سرخ است.

پیشینه و سرچشمه:
به باور نیکان ما در پنج روز مانده به پایان سال فروهر مردگان برای سرکشی بازماندگان خود به زمین فرود می آیند و در پایان شب سال که پایان جشن گاهان بارهمسپهمدیم است و پسان (بعداً) بازنمود خواهد شد، بر روی بام رفته و فانوسی به لبه بام خود می گذاشتند که تا بامداد روشن است. سپیده دم بر روی بام می رفتند و آتش افروزی آغاز می شد که با نوای اوستا در هم می آمیخت. این آیین با دمیدن نخستین پرتو خورشید پایان می پذیرفت و نوروز آغاز می شد. گویا آیین آتش افروزی شب جشن چهارشنبه سوری از آتش افروزی زرتشتیان یا ایرانیان باستان در شب پایان سال سرچشمه گرفته شده است ولی آیین آن با آیین شب پایان سال بسیار دیگرگون است.

 

چرا چهارشنبه پایانی سال
دیدگاه های گونگون درباره برگزیدن شب چهارشنبه برای این آیین:
در ایران باستان خرید نوروزی همچو آینه، کوزه و اسپند را از چهارشنبه بازار فراهم می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و خرید هر کدام هم آیین ویژه ای را نوید می داد. شاید جشن شب چهارشنبه سرچشمه از چهارشنبه بازار دارد.
نخستین و کهن ‌ترین نسکی (کتابی) که در آن نام چنین آتش ‌افروزی آورده شده است، "تاریخ بخارا" نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی است، ولی در آن نامی از زمان برگزاری جشن آورده نشده است، ولی گزاره "هنوز سال تمام نشده بود" و نیز "شب سوری" آمده است.
دومین نوشتار کهن که نام جشن چارشنبه ‌سوری را می آورد، شاهنامه فردوسی در سرگذشت سردار دلیر ایران، بهرام چوبینه است. ولی چرا چهارشنبه؟

بشد چارشنبه هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
...
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند

برگزاری آیین جشن چهارشنبه سوری:
 پسین (غروب) بوته‌ها را به شمار سه یا هفت کوپه آتش به نماد "پندار نیک"، "گفتار نیک" و "کردار نیک" و یا هفت امشاسپند "هرمزد"، "وهومن"، "اردیبهشت"، "شهریور"، "سپندارمذ"، "خورداد" و "امرداد"، روی هم می‌ گذارند و هنگامی که خورشید فرو می نشیند، آن را بر می ‌افروزند تا آتش سر به آسمان کشیده جانشین خورشید شود. آتش می‌تواند در بیابان‌ها یا رهگذرها یا در خرند (حیاط) و بام خانه‌ها افروخته شود.
هنگامی که آتش گُر ‌کشید از رویش می‌پرند و ترانه‌هایی که در همه‌ آنها نشان از تندرستی و بارآوری و پاکیزگی است، می‌خوانند:
"سرخی تو از من و زردی من از تو" که در اینجا سرخی آتش نماد تندرستی و شادابی و روشنایی است و زردی نماد بیماری و اندوه و سستی است.
آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کنند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که سپند (مقدس) می دانند، کسی گرد آوری می کند و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند، سر نخستین چهار راه می ریزد‌. در باز گشت، باشندگان خانه از او می‌پرسند:

کیستی؟

می‌گوید: منم

از کجا می ‌آیی؟

از اروسی (گوشزد: واژه اروسی اوستایی است که به عربی رفته و عرب ها آنرا به گونه عروسی می نویسند)

چه آورده‌ای؟

تندرستی

آیین چهارشنبه سوری تنها به آتش افروزی بسنده نمی شود، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه نو، خرید اسپند دانه، چراغانی، فراهم کردن و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب به گوشه و کنار خانه، به بیابان رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، کفچه (قاشق) زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن کوپله (قفل) به گردن، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه کهن، یاری خواستن از "چهارشنبه خاتون"، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه چهارشنبه سوری و...

گزیده ای از آیین نام برده شده:

 بوته افروزی  

در ایران رسم است که پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مرگ ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه زیر را     می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به  ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلود نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.

مراسم کوزه شکنی مراسم کوزه شکنی

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به نشانه شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به علامت تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه میبرد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دورمیکنند زیرا می گویند که فروهرها از کوزه نو دیدن خواهند کرد و آب پاشیده شده، نشان روشنایی در خانه است. در زمان ساسانیان به جای آب، سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند برای اینکه روزی و فزونی برای آنان فرستاده شود

 

   

فال گوش نشینی

غروب زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن داردند یا آرزوی و زیارت و مسافرت مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهار راه که نماد گذار از دشواری ها بود می‌ایستادند. گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند  اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن خواهند . بدرستی آنها از فروهر‌ها می‌خواستند که گره کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند.

  قاشق زنی

 
آیین کفچه زنی کم و بیش در همه سرزمین های ایران بزرگ برگزار می شود. بدین گونه است که مردم و گاهی کودکان کاسه ای مسین و کفچه  را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و خاوند (صاحبخانه) تخم مرغ یا پیشکشی درون کاسه می گذارد. کفچه زنان چه مرد چه زن بیشتر خود را با چادر می پوشانند.

کفچه زنی نماد پذیرایی از فروهر‌ها است زیرا که کفچه و کاسه مسین نشانه‌ خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه خوراک های گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و نمی توان دیدشان، کسانی هم که برای کفچه زنی می‌رفتند، کوشش می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون خوراک و آجیل را ویژه فروهر می‌دانستند و دریافتشان را همایون می‌پنداشتند.

 

آش چهارشنبه سوری

خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای بر آمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می گردند و در شب چهار شنبه آخر سال «آش ابودردا»یا «آش بیمار »می پختند و آن را اندکی بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.  

 

آجیل چهارشنبه سوری  تقسیم آجیل چهار شنبه سور ی

زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهار شنبه آخر سال آجیلی از هفت مغز مغز و میوه خشکک به نماد هفت امشاسپندان درست شده و آن را در سفره چهارشنبه سوری می گذارند تا همه خانواده برای شگون و تندرستی از آن بخورند و  امروزه آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذری اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است  (بای بای تا اپ بعدی با ارزوی موفقیت برای همتون)


 



نوشته شده در پنج شنبه 19/12/89ساعت 11:2 صبح توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

بیوگرافی بازیگر ایرانی : سهند جاهدی


 


http://childactors.persiangig.com/image/poster/SAHAND-0002.jpg


سهند جاهدی 14 ساله ودر سال1375/6/4در شهر ری متولد شدوتا حالا فیلم های زیادی را بازی کرده است


نوشته شده در جمعه 22/11/89ساعت 4:41 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

 محمد شادانی




نوشته شده در سه شنبه 19/11/89ساعت 5:34 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

این قسمت واسه اون دسته عزیزانی است که هیچ اطلاعاتی در مورد محمد جان


ندارند ، امیدورم با اطلاعات کم خودم محمد رو به شما معرفی کرده باشم


محمد شادانی متولد 14 آبان 1374


کارش را با تیزر های تبلیغاتی تلوزیونی آغاز کرد و به مدت دو سال این کار را ادامه


داد .


 از سریال هایی که او در آن ها به ایفای نقش پرداخته میتوان به : باغ شادونه سری ا


ول گروه کودک شبکه ی اول سیما به نقش شاداب . سریال مسافری از گرونگول


شبکه ی دوم سیما به نقش فرشید و سریال بزرگمرد کوچک به کار گردانی مسعود


رسام در نقش علیرضا یوسف زاده و فیلم سینمایی پر در نقش امید اشاره کرد .


 فیلم های کوتاه : زال . گنج . این همه ماهی .


در حال حاضر آخرین کارش تله فیلم نود دقیقه ای است با نام تخت جمشید که محمد


در آن نقش یک نوجوان بانام کیان را بازی می کند. همچنین ترانه مادری در نقش


نوجوانی به نام سینا بود .


 


نوشته شده در سه شنبه 19/11/89ساعت 5:34 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

خبر                                             خبر




 


سریال جدید با بازی محمد شادانی به نام (( چهار سوق خاطرات ))


گروه رسانه: پخش سریال «چهار سوق خاطره» از شبکه 3 سیما قطعی شد. این سریال را خسرو معصومی به سفارش سیما فیلم کارگردانی می کند.
    معصومی درگفتگو با خبرنگار جام جم درباره سریال چهار سوق خاطره و وضعیت تولید آن گفت: تصویربرداری 12 قسمت از سریال اواخر اسفند در شمال کشور به پایان رسید، فقط تصویربرداری قسمت سیزدهم سریال مانده است که باید در تهران گرفته شود.
    وی با ذکر این نکته که 12 قسمت ازداستان سریال مربوط به پیش از انقلاب است و قسمت پایانی بعد از انقلاب و برگشت قاسم به وطن را روایت می کند، افزود: ما منتظریم تا گروه تهیه و تولید امکانات تصویربرداری قسمت 13 را در تهران مهیا کنند تا ما بتوانیم هر چه زودتر تصویربرداری کامل سریال را به پایان برسانیم تا تدوین آن آغاز و هرچه سریع تر برای پخش آماده شود.
    حسین محجوب، جمشید جهانزاده، سیامک اطلسی، ناصر آقایی، هادی دیباجی، محمد شادانی، جمال اجلالی، هژیر آزاد، میرزا آقایی، زهره صفوی، مریم کاظمی و مریم بوبانی بازیگرانی هستند که در این سریال ایفای نقش می کنند.
    داستان سریال چهار سوق خاطره که فیلمنامه آن را فرهاد علیزاده آهی بر اساس خاطرات منوچهر عسگری نسب نوشته است، از دهه 40 آغاز می شود. قاسم(محمد شادانی) و مهران دوستان دوران دبیرستان هستند. پدر قاسم سوزنبان و پدر مهران رئیس ایستگاه راه آهن است. دوستی مهران و قاسم به مرور خیلی عمیق می شود، اما قاسم درگیر مسائل سیاسی می شود و از کشور می رود. او بعد از پیروزی انقلاب در حالی که 15 سال از وطن دور بوده و در خارج درس پزشکی می خوانده به ایران برمی گردد و در کمال ناباوری نام مهران را به عنوان شهید روی تابلوی یک بلوار می بیند... .
    فیلمنامه چهار سوق خاطره را فرهاد علیزاده آهی بر اساس خاطرات منوچهر عسگری نسب نوشته و محمد رضایی راد آن را بازنویسی کرده است. این سریال را فرزاد کاشف تهیه می کند؛ تصویربرداری آن به عهده منصور آذر گل است و صدابرداری آن را ایرج صالحی انجام می دهد. از دیگر عوامل سازنده این سریال می توان به طراح صحنه و لباس: هومن معصومی، طراح چهره پردازی: صالحیان، دستیار یک کارگردان: حمید قطبی، مدیر تولید: خلیل پرداختی و عکاس: وحید فهیمی فر اشاره کرد.


نوشته شده در سه شنبه 19/11/89ساعت 5:34 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |

اس ام اس مهربانی


هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی


رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی . . .


.


.


.


هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی


یه خورده از ثروتت رو هم به ما بدی چی میشه آخه !؟


دنباله در ادامه مطلب




نوشته شده در شنبه 25/10/89ساعت 1:15 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |





امروز مصاحبه ی ارسلان با مجله ی خانه و خانواده رو برای افرادی


 گذاشتم که به هر دلیل نتونستن مجله رو تهیه کنن امیدوارم


خوشتون بیاد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


از بازی در فاصله ها راضی ام


ارسلان قاسمی ستاره این روز های تلویزیون است او که همین چند


 ماه قبل سریال هوش سیاه را از شبکه سه روی انتن داشت بار


دیگر در قامت یک نوجوان در سریال فاصله ها ظاهر شده است


ارسلان با اینکه فقط 15 سال دارد اما 2 برار سنش تجربه ی بازی در


 فیلم و سریال های مختلف را دارد و به همین واسطه باید او را


بازیگر با تجربه ای دانست هر چند به تازگی و برای حضور در سریال


هوش سیاه با او گفت و گو کرده بودیم اما بنا به درخواست های


مکرر شما یک بار دیگر ارسلان عزیز را پای میز مصاحبه کشاندیم و از


 او درباره ی این سریال جذاب و پر کشش حرف زدیم:


مادرم مدیر مهد کودک است


ارسلان قاسمی هستم متولد اول خرداد ماه سال 1374 اول دبیرستان را تمام
کرده ام و در سال تحصیلی جدید وارد سال دوم دبیرستان می شوم(البته این بخش
به اشتباه در مجله چاپ شده.چون ارسلان به تازگی به اول دبیرستان خواهد
رفت) دو خواهر دارم که یکی 10 سال و اون یکی 12 سال از من بزرگتره و من
فرزند اخر خانواده هستم یه جورایی ته تغاری هستم به همین خاطر همه به من
تو خونه توجه می کنند یه جورایی حسابی هوامو دارند...پدرم مدیر عامل شرکت
کشتیرانی پرشیا اهرام است و مادرم هم مدیر مهد کودک است...


نمی دانستم بازیگری یعنی چه؟


هیچ وقت فکر نمی کردم بازیگر شوم البته شاید به خاطر سن کمی که داشتم
درک درستی از این حرفه نداشتم و چون در بچگی وارد سینما شدم اصلا به عنوان
شغل به بازیگری نگاه نمی کردم ورودم به سینما و کار تصویر از طریق خانم
بهاره رهنما که از دوستان صمیمی مادرم هستند انجام شد وقتی که متوجه شدند
اقای جوزانی دنبال پسر بچه ای با مشخصه ظاهری من می گردد از مادرم خوات که
برای تست به دفتر ایشون برم خوشبختانه بعد از تست پذیرفته شدم و افتخار
همکاری با یکی از پر دانش ترین کارگردانان ایران را بدو فعالیت کاری ام
داشتم اما بعد از اون هرچی که می گذشت بیشتر به بازیگری علاقمند می شدم و
اشتیاقم نسبت به این حرفه زیاد می شد


بازیگری شغلم نخواهد بود


24 کار در کارنامه هنری ام دارم که همه انها را دوست دارم همواره تلاش
من در بازیگری این بوده که یک قدم رو به جلو بردارم چون می دانم اگر
بازیگری در کارش جا بزند ان روز روز پایان حرفه کاری اش است دوست دارم در
رشته بازیگری تحصیل کنم تا دانش این حرفه را به شکل اکادمیک هم داشته باشم
اما می خواهم در کنار این حرفه شغل دیگری هم داشته باشم تا چندان به من
فشار وارد نشود...منظورم این است که در اینده به خاطر مسائل مالی بازی در
هر کاری را قبول نکنم تصمیم ان است که در سازمان پدرم مشغول به کار شوم


معدلم هم 19/34 است


با اینکه به واسطه کار گاهی از رفتن به مدرسه و حضور در کلاس ها باز می
ماندم اما سعی می کنم با کمک گرفتن از دوستان همکلاسی و معلم خصوصی خودم
را به بچه ها برسانم شاید کار من از بچه های دیگر کمی سخت تر باشد اما می
دانم که درس باید در اولویت همه کارهایم قرار داشته باشد به مهین خاطر سخت
درس می خوانم و معدلم هم 19/34 است و جزو شاگرد های زرنگ کلاس محسوب می شوم


وقت کنم به سینما میروم


اگر وقت کنم به سینما می روم اگر فرصتی دست بده حتما خودم هم به تماشای
سریال های تلویزیون می نشینم ولی خب سعی می کنم تو ترافیک کاری ام هم که
شده سریال هایی که خودم در انهاحضور داشتم را تماشا کنم اگه وقت کنم سینما
هم می روم چرا که تماشای فیلم روی پرده ی سینما لطف دیگری دارد...


مستقل بار آمده ام


من چون از دوران کودکی ام وارد یک حرفه شدم مجبور شدم ساعتی دور از
خانواده ام باشم در نتیجه روی روحیه ام تاثیر مثبت زیادی گذاشت و من حسابی
مستقل بار اومدم با اینکه خانواده ام را حسابی دوست دارم اما اگر به واسطه
ی کار چند صباحی از انها دور باشم انچنان هم دلتنگ نمی شوم و می توانم از
پس کارهایم بربیایم


فاصله ها سریال جذابی است


از بازی در سریال فاصله ها خیلی راضی ام و به نظرم نتیجه ی کار خیلی
خوب شده است این سریال داستان پر کششی داشت و از اینکه موفق شدم در ان
بازی کنم واقعا خوشحالم


وحید را می شناختم


نقش وحید را خیلی خوب می شناختم و دور و بر خودم خیلی از این بچه ها را می شناسم


شاهرخ استخری و نیما شاهرخ شاهی


با شاهرخ استخری خیلی خوب هم کاری می کردیم و در کنار هم رابطه دو
برادر را به خوبی اجرا کردیم البته با نیما شاهرخ شاهی هم خیلی دوست هستم
و بازی اش را هم دوست دارم


از کار با اقای دانیال حکیمی و فاطمه گودرزی هم خیلی راضی ام و این دو بزرگوار را خیلی دوست دارم


امین حیایی را دوست دارم


بازی امین حیایی را دوست دارم و اعتقاد دارم که او یک بازیگر کامل است
و از همه مهم تر شخصیت و رفتارش خیلی گرم و صمیمی است در فیلم شام عروسی
با او هم بازی بودم او یک بازیگر خوب و تواناست


دنبال دستمزد نیستم


در بازیگری اصلا به دنبال دستمزد نیستم کار خوب را به دستمزد بیشتر
ترجیح می دهم در تمام این سال ها هیچ موقع بدون دستمزد کار نکردم ((در چشم
باد)) هم که کار اولم بود چون سه سال باید بازی می کردم سه قرارداد متفاوت
امضا کردم ولی هیچ وقت دوست ندارم به خاطر پول نقش خوب را از دست بدهم


شنا فوتبال اسب سواری و اسکی جزو ورزش های مورد علاقه ام


حسابی به ورزش علاقه مند هستم و در چند زمینه هم فعالیت می کنم شنا
فوتبال اسب سواری و اسکی جزو ورزش های مورد علاقه ام هست معمولا به همراه
خواهرانم به اسکی می روم شنا را هم 4 سالی می شود که به شکل تقریبا حرفه
ای دنبال می کنم


سفر فقط با خانواده


سفر بهترین تفریح من است و فکر می کنم سفر رفتن در افزودن تجربیات و
بالابردن دانش افراد نقش بسزایی دارد به همین خاطر همیشه از خانواده ام می
خواهم در فرصت هایی که به وجود می اید به سفر برویم


علی شادمان پوریا ابراهیم پور و ترلان پروانه دوستان بازیگرم


از بین بازیگرانی که هم سن و سال هستیم و با یک دیگر رفت و امد
خانوادگی داریم می توانم به علی شادمان پوریا ابراهیم پور و ترلان پروانه
اشاره کنم


پدرم مدیر برنامه است


بالاخره من هم تو سن و سالی قرار دارم که باید انتخاب هایم با نظارت
پدرم باشد به همین خاطر ایشان در تصمیم گیری هایم نقش بسزایی دارند و
معمولا پای میز قرارداد ایشان به جای من امضا می کنند البته هیچ وقت سر
مسائل مالی چانه انچنانی نمی زنند معمولا طوری رفتار می کنند که نه سیخ
بسوزد نه کباب....


زود از کوره در می روم


کلا فردی هستم که زود با همه صمیمی می شوم و با همه ارتباط بر قرار می
کنم به همین دلیل دوستان زیادی دارم معمولا تو خونه فرد ارومی هستم ولی
خوب یک وقت هایی هم حس می کنم زود از کوره در می روم و عصبانی می شوم ولی
خوب عصبانی بودنم معمولا زیاد طول نمی کشد و خیلی زود فرو کش می کند....


همبازی شدن با پرویز پرستویی و مرحوم شکیبایی


بالاخره هر بازیگری در حرفه اش یک سری الگو داره که دوست داره با اون
ها هم بازی کنه من شخصا به بازی اقای پرستویی - پسیانی خانم کریمی و مرحوم
شکیبایی خیلی علاقه مندم که از این میان تنها افتخار همکاری با اقای حیایی
و خانم کریمی را داشتم


با مشورت پدر و مادرم به پیشنهادات پاسخ می دهم


تصمیم گیری را خودم انجام می دهم معمولا وقتی فیلم نامه ای به من
پیشنهاد میشه اون رو به خونه می برم و پدر و مادرم و خواهرهایم هم ان را
می خوانند بعد راجع به ان صحبت می کنیم و اگر احساس کردیم کار خوب است
قبول می کنم اما هیچ وقت این طور نبوده که نظرات را به همدیگر تحمیل کنیم
چرا که در نهایت همه ی تصمیم گیری ها را خودم انجام می دهم چرا که قرار
است من در ان کار ایفای نقش کنم پس باید کاراکتری را که ایفا می کنم دوست
داشته باشم نه اینکه....



نوشته شده در یکشنبه 12/10/89ساعت 4:43 عصر توسط رامین منسوبی نظرات ( ) | |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


Google

آمار سایت

type=radio name=sitesearch checked=''>در این وبلاگ
در کل اینترنت